gototopgototop



15 رمضان المبارك سالروز ميلاد فرخنده ي سبط اكبر، كريم اهل بيت حضرت امام حسن مجتبي«علیه السلام» مبارك باد

میلاد کریم اهل بیت امام حسن (ع) مبارک باد
 

پانزدهم ماه مبارک رمضان ، ولادت با سعادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (علیه السلام ) بر عموم شیعیان جهان  مبارک باد.

امام حسن (علیه السلام) پياده به حجّ مي ‌رفتند

چند جمله‌اي هم از حالات حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام)‌ بشنويم كه مي ‌فرمايند :

(اِنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ كانَ إذا حَجَّ حَجَّ ماشياً)؛

«وقتي كه حضرت امام حسن مجتبي (علیه السلام)مكّه مي ‌رفتند؛پياده مي ‌رفتند».

در بعضي روايات آمده است:

(وَ رُبَّما يَمْشِي حافياً)؛[1]

«گاهي هم پيش مي‌آمد كه پابرهنه اين راه را طيّ مي‌ كردند».

در حالي كه اسب‌ها و شترها، خالي از راكب مي ‌رفتند،آن حضرت پياده و پابرهنه به حجّ مي ‌رفتند. در يكي از سفرها خدمتشان عرض شد، اين كساني كه همراه شما هستند، توانايي راه رفتن ندارند و از شما حيا مي ‌كنند كه سوار شوند و شما پياده باشيد. چه خوب است كه شما هم سوار بشويد تا آنها هم سوار شوند. فرمودند: نه، سوار نمي ‌شوم! ولي راهم را از آنها جدا مي‌ كنم كه آزاد باشند و سواره بروند. ما هم از راه خودمان پياده مي‌ رويم. مقداري كه راه رفتند پاي مباركشان ورم كرد. افرادي تقاضا كردند حال كه پايتان ورم كرده، سوار شويد.فرمودند: نه، من سوار نمي ‌شوم! ولي سر راهمان به شخص سياه‌ پوستي برمي ‌خوريم كه روغني همراهش هست. آن روغن را از او بخريد؛چون براي پاي من نافع است.

كسي گفت: آقا سر راه ما منزلي نيست كه به كسي بر بخوريم.فرمود: چرا! به همين زودي مي ‌رسيم و او را مي ‌بينيم. مقداري كه راه رفتند،ديدند انسان سياه ‌پوستي از دور پيدا شد.فرمود: برويد، روغني همراه دارد،در دادن پولش هم سخت گيري نكنيد؛ هر چه پول خواست به او بدهيد و بخريد.كسي رفت و به آن غلام سياه گفت: شما روغني همراه داريد؟ گفت: بله! ولي شما از كجا فهميده‌ايد و براي چه مي ‌خواهيد؟ گفتند: براي امام حسن مجتبي(علیه السلام).تا شنيد، گفت، پس خودم را به حضور اقدسشان ببريد.

خودش آمد و گفت: آقا! من از ارادتمندان شما هستم و افتخار مي‌ كنم كه از اين روغن به پايتان بماليد و نافع به حالتان باشد؛ پولي هم نمي ‌خواهم.فقط يك دعا از شما مي ‌خواهم.دعا بفرماييد خدا به من پسري بدهد كه سالم و محبّ شما اهل بيت باشد.چون وقتي من مي ‌آمدم زنم در حال وضع حمل بود مي ‌خواهم وقتي برمي ‌گردم هر دو را سالم ببينم. امام دعا كرد و فرمود: وقتي برگردي خواهي ديد زنت به سلامت وضع حمل كرده و فرزندت پسر و سالم است و از دوستان و شيعيان ما خواهد بود.[2]

(وَ كانَ إذا ذُكِرَ الْمَوْتُ بَكي)؛

«وقتي سخن از مرگ در محضر امام مجتبي(علیه السلام)به ميان مي‌آمد،گريان مي ‌شد».

ما كه قصّه‌شان را مي ‌شنويم بايد بگوييم آن‌ كه بايد گريه كند،ما هستيم.در دعاي ابوحمزه ثمالي مي‌ خوانيم: خدايا! چرا من گريه نمي ‌كنم؟!

(وَ ما لي لا اَبْكي وَ لا اَدْرِي اِلي ما يَكُونُ مَصِيري

«چه شده است مرا كه نمي ‌گريم و حال آن‌كه هيچ نمي ‌دانم عاقبت كارم به كجا منتهي خواهد شد».

امام حسن مجتبي(علیه السلام)وقتي سخن از مرگ به ميان مي‌آمد،گريه مي ‌كرد.

(وَ إِذا ذُكِرَ الْقَبْرُ بَكي)؛

«وقتي سخن از قبر و رفتن در دل خاك گفته مي ‌شد،امام مي ‌گريست».

(وَ إذا ذُكِرَ الْبَعْثُ وَ الْنُّشُورُ بَكي)؛

«وقتي سخن از رستاخيز و برخاستن از قبر به ميان مي‌آمد، گريه مي ‌كرد».

(وَ إذا ذُكِرَ الْمَمَرُّ عَلَي الصِّراطِ بَكي)؛

«وقتي سخن از عبور از صراط گفته مي ‌شد، امام(علیه السلام)گريه مي‌ كرد».

(وَ إذا ذُكِرَ الْعَرْضُ عَلَي اللهِ شَهِقَ شَهْقَةً يُغْشي عَلَيْهِ مِنْها

«امّا همين كه از مسأله‌ي عرض بر خدا و ايستادن در موقف حساب و گزارش اعمال صحبت مي‌ شد، امام ناله‌اي مي ‌كرد و فريادي مي ‌كشيد و بيهوش مي‌شد و حالت غش بر ايشان عارض مي ‌گشت».

آري! آنها از سنگيني عقبات سر راه آگاهند و هم اكنون احساس فشار در روح و جان خود مي‌ نمايند؛واي به حال ما بي‌ خبران!

(وَ كانَ إذا قامَ فِي صَلاتِهِ)؛ «وقتي كه به نماز مي‌‌ايستاد».

(تَرْتَعِدُ فَرائِصُهُ بَيْنَ يَدَيْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ)؛

«استخوان‌هاي سينه و ماهيچه‌هاي بدنش در پيشگاه خدايش مي ‌لرزيد».

(وَ كانَ إذا ذُكِرَ الْجَنَّةُ وَ النّارُ)؛

«مسأله‌ي بهشت و جهنّم كه پيش مي‌آمد».

(اِضْطَرَبَ اضْطِرابَ السَّلِيمِ[3]

«آنچنان مضطرب و دگرگون مي‌ شد كه مانند آدم مارگزيده به خود مي ‌پيچيد».

اللّهم صلّ علي محمّد و آل محمّد و ارزقنا معرفتهم و محبّتهم و لا تفرّق بيننا و بينهم؛

خدايا! به حرمت امام حسن مجتبي(علیه السلام)در فرج امام زمان(علیه السلام)تعجيل بفرما.

خدايا! به آبروي امام حسن(علیه السلام)آبروي امّت اسلامي را در دنيا حفظ كن.

حُسن عاقبت به همه‌ي ما عنايت بفرما.

گناهان ما را بيامرز.

والسّلام عليكم و رحمة‌ الله و بركاته

 

 

  


 


[1]ـ بحارالانوار،جلد43،صفحه‌ي331.

[2]ـ بحارالانوار،جلد43،صفحه‌ي324.

[3]ـ بحارالانوار،جلد43،صفحه‌ي331.

 


برگرفته از فرمایشات حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی تفسیر سوره یوسف صفحه 470 الی 473