gototopgototop



ولادت امام حسين عليه السلام مبارك باد

بركات محبّت به حضرت سيدالشهداء  عليه السلام

از جمله‌ي افتخارات و از بهترين سرمايه‌هاي معنوي ما مسلمانان اظهار   ارادت و مودّت بي‌شائبه و خالصانه به مقام اقدس امام شهيدان حضرت حسين بن علي  عليه السلام است كه هر سال به هنگام ولادت و به‌خصوص ايّام شهادت حضرتش ابراز مي‌داريم والحق به واسطه‌ي اين ابراز محبّت و علاقه‌ي بي‌پايان قلبي خود به سالار شهيدان چه بهره‌ها كه نبرده‌ايم و چه نتيجه‌ها كه نگرفته‌ايم. امّا همچنان كه قبلاً اشاره كرديم محبّت مراتبي دارد ، عالي‌ترين مرتبه‌ي محبّت ، محبّتي است كه ريشه در معرفت داشته و ثمره‌ي آن پيروي واطاعت باشد. ما امام حسين عليه السلام  را دوست داريم از آن رو كه از نسل پيامبر صلي الله عليه و اله  و از ذريّه‌ي حضرت علي مرتضي عليه السلام  و فاطمه‌ي زهرا عليها السلام  است. به ساحت مقدّس آن حضرت ارادت مي‌ورزيم بدان سبب كه با نهضت بي‌مانندش و ريخته شدن خون مقدّسش اساس دين را بيمه كرد و در اين راه از فدا كردن جان خود و عزيزانش مضايقه نكرد.
امام حسين عليه السلام  را دوست داريم بدان سبب كه افشاگر چهره‌ي منافقانه‌ي يزيد و يزيديان زمان بوده و خواهد بود و به امام حسين عليه السلام  عشق مي‌ورزيم. خلاصه اگر بخواهيم علل و عوامل محبّت خود را به سرور آزادگان برشمريم نكات گفتني فراواني در خاطر داريم. امّا يكي از چيزهايي كه موجب نزديكتر شدن ما به آن امام هُمام مي‌شود فهم دقيق و عميق ما از هدف آن حضرت در اين نهضت ماندگار و جاودان است. بدون شك معرفتِ هرچه بيشتر ما به هدف سيّد الشهدا  عليه السلام  از قيام انسان سازش موجب افزايش ارادت ، به آن حضرت و در نهايت تبعيّت و پيروي بي چون و چراي ما از آيين و مرام آن راهنماي خير و سعادت خواهد بود.

ضرورت تأمّل در سخنان سيّد الشهداء عليه السلام

تأمّل و تدبّر در سخنان محدود ولي عميق و تكان دهنده‌ي آن حضرت موجب مؤثّري است كه ما انديشه‌ها و آرمان‌هاي والاي آن حضرت را بهتر بشناسيم و در نتيجه به رشد معنوي بالاتري دست يابيم .
نقل مي‌كنند دو سال قبل از مرگ معاويه ، امام حسين بن علي  عليه السلام  سفر حجّي انجام داد و عبدالله بن عباس و عبدالله بن جعفر را براي خود به عنوان همسفر انتخاب نمود. در مكّه از مردان و زنان بني‌هاشم و از گروه انصار افرادي كه آن حضرت و بني‌هاشم را مي‌شناختند دعوت به عمل آورد و به همه‌ي آنان مأموريت داد تا از افراد ذيصلاح و متعهّد از اصحاب رسول خدا صلي الله عليه و اله  و تابعين براي شركت در جلسه‌اي كه قرار است در مِني تشكيل شود دعوت كنند.

دانلود ويژه نامه ولادت سرور و سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام


وظيفه‌ي خطير علماي دين
و چون مدعوين كه تعدادشان به بيش از هزار نفر بالغ مي‌شد در مني زير خيمه‌ي حسين بن علي  عليه السلام  گرد آمدند. احتجاج طبرسي/ج2/ص17
آن حضرت شروع به صحبت نمود و پس از حمد و ثناي خداوند چنين فرمود:
اي مردم عبرت بگيريد از آن پندي كه خدا در قرآن كريم به اولياء و دوستان خود داده است؛ آنجا كه با نكوهش علماي يهود مي‌فرمايد:چرا علماي ديني و روحانيون يهودي، مردم يهود را از سخنان گناه آميز و خوردن حرام نهي نمي‌كنند؟ و يا آنجا كه مي‌فرمايد:مورد لعنت قرار گرفتند آن دسته از بني‌اسرائيل كه كافر شدند به سبب اينكه اعمال زشتي را كه مردم مرتكب مي‌شدند [علماي يهود] آنان را از اين كار باز نداشتند.
[اي مردم] خداوند يهود و نصاري را به اين جهت مورد سر زنش قرار داده است كه از ستمگران زمان خود كارهاي زشت و فسادهايي را مي‌ديدند، امّا به خاطر طمع ورزي به هدايايي كه از آن ستمگران دريافت مي‌داشتند و يا به بهانه‌ي ترس از آنان ، وظيفه‌ي مقدّس نهي از منكر را ترك گفتند ، با اينكه خداوند در قرآن گفته است :در راه تبليغ احكام دين از مردم نترسيد و از من بترسيد و نيز فرموده است:مردان و زنان با ايمان ، دوستان يكديگرند؛ امر به معروف و نهي از منكر مي‌كنند.
آنگاه امام عليه السلام فرمود:خدا امر به معروف و نهي از منكر را فريضه قرار داده است، زيرا نيكو مي‌داند كه اگر اين فريضه بر پا داشته شود، تمامي واجبات از آسان تا سنگين آن به خوبي انجام خواهد شد. امر به معروف و نهي از منكر علاوه اينكه دعوت به سوي اسلام است ، نوعي مخالفت با ستمگر بوده؛ موجب مي‌شود كه غنائم جنگي طبق قانون عادلانه‌ي اسلام توزيع شود و صدقات [شامل زكات و ماليات‌هاي اسلامي] از موارد صحيح و واجب آن جمع‌آوري و گرفته شود و در موارد شرعي و صحيح آن به مصرف برسد.
علماي دين پاسداران حقيقي حقوق الهي
در ادامه‌ي سخنان سيّدالشّهداء عليه السلام چنين آمده است:ما بزرگان قوم كه به دانش و نيكي شهرت يافته‌ايد ، و به خير خواهي و اندرز گويي در جامعه معروف شده‌ايد؛ و به نام خدا و دين در دل‌هاي مردم از خويشتن هيبت افكنده‌ايد به طوري كه اعيان و اشراف از شما بيم دارند، ضعفا شما را احترام مي‌كنند، و آن كس كه هيچ برتري نسبت به او نداريد و نه قدرتي بر او داريد شما را بر خود برتري داده است و هرگاه نيازمندي از رسيدن به حاجت خود مأيوس شود به سفارش و شفاعت شما حاجتش را روا سازند. شما علماء كه با هيبت و ابهّت پادشاهان و جلال و شُكوه بزرگان در كوچه و خيابان راه مي‌رويد، هيچ مي‌دانيد براي چه از اين همه احترام و شخصيّت برخوردار هستيد؛ براي آنكه مردم به شما اميدوارند كه از حقوق الهي پاسداري نماييد. امّا بيشتر حقوق الهي را ضايع ساخته‌ايد، حق امامان و رهبران خود را سبك شمرده‌ايد، حقوق ضعفا و بينوايان را پايمال كرده‌ايد، ولي در مورد خويشتن آنچه را كه به خيال خود حق خويشتن مي‌دانيد مطالبه مي‌كنيد. در راه خدا و پاسداري از حريم دين ، نه ثروتي خرج كرديد و نه جايي به خطر افتاديد و نه با قبيله و گروهي به خاطر خدا دشمني ورزيديد. امّا با كمال جسارت از درگاه خداوند آرزوي بهشتش را داريد و هم جواري با پيامبرانش در آخرت، و ايمني از عذابش را طلب مي‌كنيد. ولي من براي شما سخت نگرانم كه به سبب اين خوش خيالي و راحت‌طلبي ، گرفتار بلا و عذابي از عذاب‌هاي الهي گرديد، زيرا شما از لطف و كرم الهي به مقامي رسيديد كه بر ديگران برتري و بزرگي يافتيد، ولي مردان خداشناس را كه مروّج خداشناسي‌اند احترام نمي‌كنيد، امّا در عين حال به نام خدا و دين در ميان مردم احترام مي‌شويد. با چشم خود مي‌بينيد كه تجاوز كاران پيمان‌هاي الهي را در هم شكسته‌اند، حقوق رسول خدا صلي الله عليه و اله  را پايمال هوا و هوس‌هاي خود ساخته‌اند امّا دست از پا خطا نمي‌كنيد و مُهر سكوت از لب بر نمي‌داريد؛ ولي امان از آن ساعت كه به اندكي از حقوق پدرانتان تجاوز شود، آن وقت است كه داد و فريادتان زمين و زمان را پر مي‌كند و فرياد وااسلاما سر مي‌دهيد.
ضرورت اجراي اوامر الهي توسط علماي ربّاني
سالار شهيدان در بخش ديگري از سخنان خود فرمودند: كران و كوران و زمين‌گيران جامعه در شهرها و سرزمين‌هاي اسلامي، بي‌سرپرست مانده‌اند و كسي به آنها رحم نمي‌كند، و شما هم با اين موقعيّتي كه داريد براي حلّ مشكل آنها قدمي بر نمي‌داريد، و با كساني كه در فكر كاري هستند همدردي نمي‌كنيد، و تنها همين را مي‌دانيد كه از راه چشم‌پوشي‌ها و حق كُشي‌ها و ساخت و ساز با ستمگران در پناه آنان بيارميد. همه‌ي اين وظايف كه در انجام آنها كوتاهي كرديد، از واجباتي است كه خداوند به شما فرمان داده، و از شما خواسته است كه ديگران را از منكرات بازداريد و خويشتن هم مرتكب كار زشت نشويد؛ ولي باكمال تأسّف از اين وظيفه‌ي حسّاس غفلت ورزيديد. واي به حالتان كه مصيبت شما از همه كس بيشتر است، زيرا موقعيّت علماي دين را از كف داده‌ايد ، مگر نمي‌دانيد كه اجراي اوامر الهي و احكام اسلام تنها بايستي به دست علماي ربّاني كه بر حلال و حرامش امين گشته‌اند سپرده شود؟ ولي شما كه اين را مي‌دانيد، نبايد از اطراف ما پراكنده شويد، زيرا بر اثر پراكندگي شما از اطراف حق و حقيقت، و اختلاف در سنّت پيامبر صلي الله عليه و اله  با اينكه روشن و ثابت است، موقعيت اجراي احكام و زمامداري مسلمين را كه حق مسلَّم ما بود، از بين برده‌ايد. اگر اندكي بر ناملايمات و آزار دشمن صبر مي‌كرديد، و در راه خدا سختي‌ها را تحمّل مي‌نموديد مراجعات ديني به دست شما بود و احكام الهي از سمت شما صادر مي‌شد و سود آن به خود شما باز مي‌گشت.
كوتاهي در انجام وظيفه زمينه ساز تسلط اشرار
سپس امام حسين عليه السلام با سينه‌اي غمبار و با سخني از سوز دل فرمودند: ولي متأسّفانه شما ستمگران را بر خود مسلّط ساختيد و امور الهي را كه مي‌بايست به دست ما اجرا شود تسليم ستم پيشگان كرديد و اينك اين نابخردان بي خبر از دين خدا كه عالِم به احكام الهي نيستند به شبهات عمل مي‌كنند، و در مسير هوا و هوس قدم بر مي‌دارند.
به سبب بُزدلي شما كه از مرگ فرار مي‌كرديد، و دلخوشي موهومي كه به دنياي فاني داشتيد، اينان را بر امور مسلط ساخت، و ضعيفان بي پناه را تسليم اينان نمود، آنگونه كه جمعي از اين بيچارگان همچون بردگان اسير و غلامان حلقه به گوش آنان شدند و جمع ديگر از امور زندگي و تأمين خورد و خوراك ناتوان گرديدند. اين زمامداران خود سر با رأي و نظرخود در مُلك و ملّت تصرّف مي‌كنند، با هوا و هوس‌هاي خود خواري و فضاحت به بار مي‌آورند، آري اين مردم خيره سر راه سركشان را در پيش گرفته، بر خداي جبّار جرأت يافته‌اند. در هر دياري گوينده‌اي از آنان، روي منبر پيامبر  صلي الله عليه و اله  براي آنان عربده مي‌كشد، روي زمين همه تسليم آنان شده، دستشان همه جا باز است؛ و مردم در برابر آنان همچون غلاماني حلقه به گوش جرأت ندارند دست از پا خطا كنند، اين مردم پست، جبّاراني سركش و قدرتمنداني ضعيف كُش هستند كه فرمانشان مُطاع است؛ نه خدا را مي‌شناسند و نه روز جزا را باور دارند.
نتيجه‌ي سهل انگاري و سكوت
در شگفتم! و چرا شگفت‌زده نباشم، با اينكه زمين در دست خيانتكاران ستم پيشه افتاده است و حكومت‌هايي بر مؤمنين گماشته شده كه برآنان رحم نمي‌كنند، خداوند ميان ما در نزاعمان حُكم نمايد و با حكم خود در ميان ما قضاوت فرمايد. پروردگارا تو مي‌داني كه ما به خاطر هوس سلطنت يا به‌منظور تصفيه حساب‌هاي شخصي، عليه حكومت بني‌اميّه قيام نكرديم، بلكه بدان منظور قيام كرديم كه اصول و ارزش‌هاي درخشان دينت را به مردم نشان دهيم، و در سرزمينت اصلاحي كرده باشيم؛ تا در پناه دين، مردمان ستم ديده ات بيارمند و به فرائض و سنن و احكامت عمل شود. اي مردم بدانيد كه اگر شما ما را ياري نكنيد، و درباره‌ي ما انصاف ندهيد، ستمگران بر سرتان مسلّط خواهند شد، و در خاموش كردن نور پيامبرتان خواهند كوشيد. خداوند براي ما پشتيبان محكمي است؛ بر او تكيه مي‌كنيم، و به درگاهش زاري مي‌نماييم و بازگشت ما همه به سوي اوست.نقل از تحف‌العقول حسن بن شغبه حرّاني
نكات مهم خطبه‌ي سيّدالشهدا عليه السلام
در اين خطبه كه البتّه بخشي از آن نقل شد چند نكته‌ قابل تأمّل است. از جمله نكات مهم در اين خطبه‌ي شريفه قبل بيان محتواي آن انتخاب زمان حسّاس و مكان مناسب و دعوت از شخصيّت‌هاي اسلامي و شركت دادن از زنان و مردان نخبگان بني‌هاشم، مهاجرين و انصار از صحابه و ياران رسول خداست كه حدود دويست نفر از حُضّار مجلس را كساني كه افتخار صحابگي و درك فيض حضور پيامبر صلي الله عليه و اله  را داشته اند تشكيل مي‌داد و بيش از هشتصد نفر ديگر نيز از فرزندان صحابه (تابعين) بودند.
محل تشكيل مجلس مِني حسّاس‌ترين نقطه در كنار بيت الهي، آنجا كه بايد همه‌ي تعيُّنات را كنار گذاشت و همه چيز به جز خدا را به فراموشي سپرد گذاشت و با تمرين رجم شياطين و سنگ باران نمودن طاغوت‌ها آماده‌ي پذيرش نداي حق شد و قرباني شدن در راه خدا و گذشتن از سر و جان را در راه ايمان و اسلام آموخت. نكته‌ي مهم ديگري كه در اين خطبه مورد توجّه خاص قرار گرفته است بيان امر به معروف و نهي از منكر است .
امام حسين بن علي عليه السلام  در اين خطبه‌ي جاوداني، مهاجران و انصار را به طور خاص و همه‌ي مسلمانان را در طول تاريخ به طور عام مورد خطاب قرار داده مسامحه و سهل انگاري آنان را در انجام امر به معروف و نهي از منكر كه اساس نظام اجتماعي برآن استوار است ملامت و نكوهش نموده يكي از علل به‌وجود آمدن ظلم‌هاي اجتماعي را مسلّط شدن ظالمان و ستمگران بر سر نوشت مسلمين به سبب كوتاهي در انجام وظيفه‌ي خطير امر به معروف و نهي از منكر معرّفي نموده است. امام عليه السلام  در اين خطبه با استناد به دو آيه از قرآن مجيد معتقدند: اگر امر به معروف و نهي از منكر در جامعه برقرار شود همه‌ي واجبات از كوچك و بزرگ عملي و همه‌ي مشكلات حل خواهد گرديد، آنگاه به عنوان نمونه و مصداق به پنج مورد از آثار تحقّق اين فريضه‌ي الهي اشاره مي‌كنند و مي‌فرمايند:
امر به معروف و نهي از منكر:
1ـ دعوت به اسلام (و جهاد عقيدتي فكري) است.
2ـ حقوق ستمديدگان را به آنان باز مي‌گرداند.
3ـ نوعي مبارزه و مخالفت با ستمگران است.
4ـ ثروت‌هاي عمومي و غنائم جنگي به صورت عادلانه توزيع مي‌شود.
5ـ صدقات و همه‌ي ماليات‌ها از موارد صحيح جمع‌آوري شده در موارد صحيح و شرعي مصرف مي‌شود.
و پر واضح است كه اجراي "امر به معروف و نهي از منكر" در اين سطح وسيع از مبارزه با ستمگران گرفته تا گرفتن حقوق مظلومان و محرومان و ريشه كن ساختن جور و فساد و اقامه‌ي عدل و داد در جامعه نمي‌تواند به صورت فردي و يا با امر به معروف قولي و بدون توجّه حكومت اسلامي و ايجاد نيروي اجرايي امكان‌پذير باشد.
و اين بيان حسين بن علي عليه السلام  بيان روشني است بر كساني كه اين امر زير بنايي را در ابعاد كوچك و در جهت فردي و در جنبه‌ي قولي و نه عملي مي‌دانند و دليل ديگري است بر وظيفه‌مندي حكومت اسلامي بر اجراي عملي امر به معروف و نهي از منكر در جامعه و به همين دليل و دلايل فراوان ديگر است كه گروهي از فقهاي شيعه جهاد را با تمام اهمّيّت و عظمتش و با تمام ابعاد احكامش، بخشي از امر به معروف و نهي از منكر مي‌دانند و گوشه‌اي از اين دو وظيفه‌ي مهم اسلامي به حساب مي‌آورند. و خلاصه كلام اينكه اگر امر به معروف و نهي از منكر به اين معنا در جامعه اجرا نگردد طبيعي است جاي آن را اشرار خواهند گرفت و ستمگران بر جامعه تسلُّط خواهند يافت همانگونه كه امير مؤمنان عليه السلام  در آخرين وصيتش فرمود:
وَلاَ تَتْرُكوُا الْاَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَيُوَلِّي عَلَيْكُمْ اَشْرَارَكُمْ فَتَدْعُونَ فَلاَ يُسْتَجَابَ لَكُمْ؛ نهج‌البلاغه‌
امر به معروف و نهي از منكر را ترك نكنيد كه اشرار بر شما مسلَّط مي‌شوند سپس هر چه دعا كنيد مُستجاب نمي‌گردد.