gototopgototop



صفحه ی اصلی درباره ی ما

مقاله‌اي در باب وصيت

تا فرصت باقي است وصيّ خود باشيم يكي از اشتباهات بزرگ مردم همين است كه كار مربوط به خودشان را انجام نمي‌دهند و حواله به غير مي‌كنند. مرد به قولِ خود، مسلمان است و اعتقاد به خدا و پيامبر و امام و معاد دارد و در عين حال، عمل به وظايف ديني خود نمي‌كند،

نه در عبادات بدني و نه در انفاقات مالي. تنها دلش خوش است به اين كه وصيّت كرده پس از من نمازهاي نخوانده‌ام را بخوانيد، روزه‌هاي نگرفته‌ام را بگيريد، حجّ نرفته‌ام را برويد و خمس و زكات نداده‌ام را بدهيد.آفرين بر اين زرنگي و كلاه‌برداري!! امّا از شما چه پنهان كه فرموده‌اند:
هَيْهاتَ لا يُخْدَعُ اللهُ عَنْ جَنَّتِهِ وَ لا تُنالُ مَرْضاتُهُ اِلاّ بِطاعَتِهِ؛
خدا هيچ‌گاه راجع به بهشتش فريب نمي‌خورد [و كلاه سرش نمي‌رود] و رضايتش جز از طريق طاعتش حاصل نمي‌شود. (شرح نهج‌البلاغه‌ي فيض،خطبه‌ي129)
تو داري از مال ديگران استفاده مي‌كني، نه از مال خودت، زيرا پس از مرگ انسان،تمام دارايي‌اش منتقل به وارث مي‌شود؛ حتّي آن پيراهن تنش كه موقع جان دادن به تنش بوده، مال وارث مي‌شود. اگر بخواهند براي غسل دادن،آن پيراهن را پاره كنند، بايد با اذن وارث باشد. حالا خداوند منّان از باب ارفاق و لطف خاصّ خود اجازه داده كه انسان تا يك سوّم مالش، سفارش‌هايي راجع به پس از مرگش داشته باشد. حالا اگر آن وارث، آدم صالحي باشد و به وصيّت مورث عمل كند تازه او(خودِ وارث) به وظيفه‌ي شرعي خودش عمل مي‌كند و بهره و ثوابش را هم خودش مي‌برد. فرضاً اگر وارث نمازهاي نخوانده‌ي ميّت را بخواند آن نماز وارث خيلي اثر كند، آن ميّت را به گودال‌هاي جهنّم كه مال تارك‌الصّلوهْْ هاست نمي‌برند امّا آن نماز وارث هرگز نمي‌تواند آن ميّت را به غرفه‌اي از غرفه‌هاي بهشتي كه مال نمازخوان‌هاست، برساند؛ زيرا بهشت رفتن، نياز به تقوا و ترس از خدا دارد و آن در دنيا با عمل خود انسان به وظايف و تكاليف الهي، به دست مي‌آيد، نه با عمل وارث كه به وظيفه‌ي خودش عمل مي‌كند و ثوابش را هم خودش مي‌برد.
مردي كه اموال فراوان داشت،مزرعه و نخلستان و باغ و...آدم صالحي هم بود و تمام حقوق خدا و بندگان خدا را ادا كرده بود و ذمّه‌اش مشغول به حق كسي نبود، بيمار شد و رسول اكرم(ص)به عيادتش تشريف فرما شدند و كنار بسترش نشستند. او گفت: يا رسول الله! من تمام حقوقي را كه از خدا و بندگان خدا در ذمّه‌ام بود، ادا كرده‌ام و بدهكاري ندارم.تنها انبار خرمايي دارم كه از من باقي مي‌ماند. حال از حضرتعالي تقاضا مي‌كنم پس از مرگ من درِ آن انبار را باز كنيد و آنچه خرما هست در ميان مستمندان تقسيم كنيد. رسول خدا هم قبول وصيّت كرد و پس از مرگ او، در انبار را باز كرد و آنچه خرما بود، در ميان مستمندان تقسيم كرد و پس از خالي شدن انبار خم شد و از ميان خاك‌ها يك دانه‌ي خرما برداشت و دست خودش را بلند كرد كه همه ببينند. بعد فرمود: اي مردم! اين كه در دست من است، چيست؟ گفتند: يك دانه‌ي خرماست.فرمود: بدانيد! اگر اين مرد در زمان حيات خودش اين دانه‌ي خرما را انفاق كرده بود ثوابش بيشتر بود از انفاق اين انبار خرما كه من به وصايت از او انجام دادم.
يعني؛ بيدار باشيد اي مردم! تا خودتان زنده‌ايد، كارتان را انجام دهيد.دلگرم به وصيّت و عمل به وارث خود نباشيد.اولاد وارث امروز اكثراً اهل عمل به وصيّت نمي‌باشند.فرضاً هم كه باشند، كار آنها ايجاد ملكه‌ي تقوا كه تنها وسيله‌ي راهيابي به بهشت خداست در جان شما نمي‌كند كه خدا فرموده است:
...إنَّ أكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ أتْقاكُمْ... ؛ حجرات،آيه‌ي13
...ملاك كرامت در نزد خدا تقواي شماست...
هر كه متّقي‌تر است، در نزد خدا گرامي‌تر است.واقعيّت تقوا تحوّلي است كه در جوهر روح انسان پيدا مي‌شود و اين كلوخ بي‌ارزش، تبديل به طلاي پرارزش مي‌گردد كه ما را براي همين تحوّل روحي به اين دنيا آورده و در مسير تقرّب به خدا قرار داده‌اند كه از اين مرحله‌ي كلوخي حركت كنيم و به مرحله‌ي طلايي برسيم و از اين دنيا برويم و اين تنها راهش، عمل به وظايف و تكاليف الهي است، نه وصيّت به عمل كردن وارث پس از مرگ كه هيچ اثري در تحوّل روحي و پيدايش ملكه‌ي تقوا در روح ميّت نخواهد داشت. حضرت امام صادق(علیه السلام)فرموده‌اند:
عَلِمْتُ اَنْ عَمَلِي لا يَعْمَلُهُ غَيْرِي فَاجْتَهَدَتْ؛
دانستم كه كار مرا كسي غير من انجام نخواهد داد و لذا كوشيدم كه خودم، كار خودم را انجام بدهم [و واگذار به ديگري نكنم].
نقل كرده‌اند: پدر و پسري با هم شبي در يكي از كوچه‌هاي تاريك زمان سابق راه مي‌رفتند. آن زمان چراغ برق نبود و با فانوس دستي راه را روشن مي‌كردند. اعيان و اشراف مخصوصاً فانوس‌كش داشتند كه جلو مي‌افتاد و راه را براي آنها روشن مي‌كرد. آن پسر هم فانوس به دست گرفته بود و پشت سر پدر راه مي‌رفت. در اثناي راه پدر برآشفت و گفت: آخر اي آدم نادان! فانوس را از جلو مي‌برند نه از پشت سر. پسر كه آدم عاقلي بود دنبال فرصت مناسبي مي‌گشت كه پدر را موعظه كند؛ گفت:اي پدر بزرگوار! اگر مطلب چنين است پس چرا شما خودتان در مسير آخرت فانوس را جلوتر از خود نمي‌فرستيد تا راه را براي شما روشن كند؟ درباره‌ي اموالي كه داريد به من وصيّت مي‌كنيد كه پس از شما چنين و چنان كنم و فانوس را از پشت سرتان بياورم و راه‌هاي برزخ و محشر را براي شما روشن كنم و حال آن كه فانوس را از جلو مي‌برند نه از پشت سر!پدر كه اين حرف بلندِ هشياركننده را از پسر شنيد گفت: احسنت اي پسرم! چه زيبا سخن گفتي و از خواب بيدارم كردي و حقّاً كه فانوس‌كش من شدي.نقل از صفير سعادت، شماره‌ي12،مورخ25/8/86

اهم عناوين اين مقاله به اين شرح است:

آداب وصيّت و بركات آن

اركان وصيّت بر چهار پايه است:

احكام ثلث مال

زمان تصرّف اموال

وصيّت نامه متضمّن اين نكات باشد

روش وصيّت كردن از زبان پيامبر اكرم (ص)

بخشي از وصيّت نامه‌ي حاجيه خانم امين اصفهاني به نقل از اربعين هاشميه

جهت دانلود كامل اين مقاله بر روي اينجا كليك نماييد.